الفيض الكاشاني

345

ترجمة الحقائق ( فارسى )

باشد كه خاطر خود را باز دارد از منتقل شدن به معصيتها و شهوتها راهى به آن ندارد مگر آنكه در تمام عمر مجاهده نمايد در « 1 » بازداشتن نفس از آنها و قلع شهوتها از دل ، و اين قدرى « 2 » است كه داخل در تحت اختيار است . و هميشه مواظبت بر خير نمودن « 3 » و خود را از فكر در موانعى كه باز مىدارد ازطاعت مُخلّى ساختن تهيّه و ذخيره‌اى است از براى حالت جان كندن ، چرا كه آدمى مىميرد بر حالتى كه زندگانى كرده و محشور مىشود بر حالتى كه مرده چنانچه در حديث وارد شده . و از براى اين است كه نقل شده از بقّالى كه در حالت نَزع دو « 4 » كلمهء شهادتَين را به او تلقين مىكردند و « 5 » او مىگفت : پنج « 6 » شش « 7 » چهار ! و دل او مشغول حسابى بود كه پيش از مرگ عادت به آن داشت . و آنچه در وقت مرگ مخوف است خاطره‌هاى بدى است كه در دل خطور كند و بَس . و عبارت از خاطر بد است [ m . b 79 ] آنچه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه : مردى مىباشد كه پنجاه سال عمل بهشتيان مىكند تا آنكه ميان او و بهشت به قدر فاصلهء ميان « 8 » دوشيدن شتر مىباشد ، پس ختم مىشود براى او به آنچه روز ازل « 9 » تقدير شده « 10 » . و آنچه حضرت فرموده از مقدار فاصلهء دوشيدن شتر آن مقدار وقت وسعت عملهايى كه موجب شقاوت باشد نمىدارد ، بلكه خاطره‌هاى بدى است كه به دل خطور مىكند مانند برقى كه به سرعت مىرود .

--> ( 1 ) . در / a و . ( 2 ) . قدرى / a قدرتى . ( 3 ) . a + است . ( 4 ) . s a - دو . ( 5 ) . a - و . ( 6 ) . a + و . ( 7 ) . s + و . ( 8 ) . a s - ميان . ( 9 ) . ازل / a اوّل . ( 10 ) . مانند آن در عوالي اللئالي 1 : 82 ح 5 . صحيح البخاري 4 : 78 .